
Fino Alla Fine
دیروزِ فردایی که قراره تمام دنیا ما رو ببینه، انگار حرفی نیست. لال شدیم. منتظریم. شدیم بانوی پیری که با مرور خاطرات این چند سال، شده مثل دختربچه ای که همه توی چشم هاش زل زدند، ولی فقط سرش رو انداخته پایین و بغض کرده. فقط انتظار می کشه. دختر بچه ای که اون لب و لوچه ی آویزون و با نمکش دل دنیا رو برده. دنیایی که می دونه اگر "مرد" باشه سرنوشت رو برای اون رقم می زنه. سرنوشتی که اگر فردا اشتباه کنه، تا دنیا دنیاست مدیون یک مرد می مونه ...
بگذاریم این یک روز به آرومی بگذره ولی یادمون نره که زنده باد "ما" و زنده باد "ما". مایی که آخرین سکانس مالنا بودیم. مایی که هنوز هم "یوونتوس" خالص ترین دلخوشی مون در هیاهوی پوچ زندگی پست مدرن بود و البته هست. زنده باد "ما" که عشقبازی کردیم تا شاید شامگاه فردا قلمرو طلوع ماه، دروازه براندنبرگ باشه و عاشقانه اشک شادی بریزیم ... به اُمید پیروزی.
- Hossein Salehi, J U V E N T I N I, GioVanni Agnelli و 51 فرد دیگر از این پست تشکر کرده اند






























